برای جذب خواسته های خود نگرانی را کنار بگذارید (جلسه ۱۵ موفقیت )

نگرانی یعنی ایجاد چیزی که نمی‌خواهیم.
نگرانی مانع دیدن است .
نگرانی مانع شنیدن است
نگرانی مانع درک کردن است
نگرانی مانع اجابت دعا است
نگرانی مانعی برای اینکه شما به خواسته ات نرسی.
من حسابدار یک شرکتم، از اونجایی که همیشه نگران ،که نکنه وقتی من میرم خونه یکی کلید گاوصندوق رو برداره و بر سراغ تراول ها و پول ها کلید گاوصندوق را هر روز میرم خونه و صبح با خودم می‌برم محل کار.
یه روز صبح که بلند شدم و صبحونه رو خوردم میبینم که کلید نیست با نگرانی تمام ده بار همه خونه رو میگردم. نیست بدبخت شدم حالا به مدیر شرکت چی بگم می خوام برم به مدیر بگم کلید گم شده که میبینم کلید روی میزه من ده بار میز رو گشتم .بعد ما یه حرف بامزه می زنیم که از این حرف ما مرغ پخته در قابلمه خندش میگیره
 
اگه گفتین ؟میگیم جن نشسته بود روی کلید. جن بیکار بیاد بشینه روی کلید ما؟ نگرانی مانع دیدن شد و ربطی به جن نداره.
نگرانی را رها کن تا کلید های کائنات یکی یکی خودشون رو به تو نشون بدن .هر کدام از این کلید ها مربوط به یکی از گنج های هستی است. خونه ای که نگرانش هستی فروش میره یا نمیره بهت قول میدم که این خونه فروش نمیره !
اونیکه نگرانه که کنکور قبول میشه یان میشه بزارید خیالش را راحت کنم نمیشه !
قراردادی که نگرانش هستی که امضا میشه یانمیشه امضا نمیشه!
اونجایی که نگرانی که استخدام میشی یا نه استخدام نمیشی پس لطفاً همین الان نگرانی را کنار بذار.
خودمون اوضاع رو خراب می کنیم .
نگرانه که امشب بره خونه دعوا میشه یانمیشه امشب تو خونشون جنگ جهانی سوم!
با نگرانی میگه طرح تعدیل اومده، ۲۰ نفر را میخوان تعدیل کنند. صبح میره میبینه اولین نفر خودشه. نگرانی  اوضاع رو خراب میکنه.

سالهاست که دوست به درد بخور نداره،یعنی ما لیاقت نداریم ؟یه دوست خوب نباید داشته باشیم؟

نگران پیدا کردن دوست خوب نباش .اصلا بگو بدون دوستم چه صفایی داره ،چه باحاله !من به تو قول میدم که از در و دیوار برای تو دوست می ریزه.
ما عادت کردیم برای رهایی از نگرانی خواسته هامون رو رها کنیم و بزاریم کنار. سه سال در کنکور شرکت کرد و قبول نشده تمام این سه سال استرس و  اضطراب و دلهره و عاقبت میگه نمیخوام دیگه!
خیلی جالبه ما خواسته را رها میکنیم که از دست نگرانی رها بشیم.
۵ بار رفته برای استخدام و گفتن نمی خوایم عاقبت میگه ول کن بابا اصلا تو خونه بشینیم بهتره.
ما آدمها عادت کردیم که خواسته هامون را رها م یکنیم تا از دست نگرانی رها بشیم. دوست من این غلطه نگرانی را رها کن تا به خواستت برسی نه اینکه خواسته ات رو  رها کنی که از دست نگرانی رها بشی.
یه آقایی می گفت خانم هایی هستن که ازدواج می کنن و ۷  ، ۸ سال حامله نمیشن .
دوا
درمان
قرص
دارو
عمل جراحی
انرژی
دعانویس
طب گیاهی
طب سوزنی
میخ درمانی
سیخ درمانی

خلاصه نمیشه که نمیشه خانم آقا میشینن با هم صحبت می کنن. ببین عزیزم ما داریم پاتوسن میزاریم. ما دیگه داریم پیر میشیم اگه میخواستیم بچه دار بشیم تا حالا شده بودیم .ما هر تلاشی را که میتونستیم کردیم بیا بریم یه بچه از شیرخوارگاه بیاریم و بزرگ کنیم .یه آمار جهانی قشنگ داریم که میگه بیش از ۵۰ درصد از خانم هایی که حامله نمی شدند و رفتند از شیرخوارگاه بچه رو آوردند که او را بزرگ کنند در سه ماه اول که بچه رو آوردن حامله شدند.
بیش از ۵۰ درصد! چرا ؟چون نگران بودن. خانم گفته که نکنه دو میلیون تومان خرج کنیم و آخرش هم هیچ. فامیل دور چی میگن میگن عروس اجاقش کور خاک بر سرم شد قبول دارید وقتی که میرن بچه میارن این نگرانی را گذاشتن کنار.

اون اوایل  که شبکه چهار راه افتاده بود برنامه ای پخش می شد به نام نیروی درون.

در این برنامه نشان می دادند که خانم و آقای مسنی در استرالیا، مرکزی رو راه انداختن که می‌گفتن ما میتونیم بیشتر بیمارهای صعب‌العلاج رو درمان کنیم.
مثلاً سرطانی هایی که قرار بود ۶ ماه دیگه بمیرن صد در صد نه ولی درصد بالایی درمان می شدن. نشون می داد که بعد از طی سیکل درمان این بیماران کاملا معالجه شدند.کسانی که قبلا تومور داشتند و حالا تصویر آزمایش نشون میده که هیچ توموری ندارند. اگه گفتین کاری که این آقا و خانم می کردند چیه؟ حرف درمانی!
با حرف نگرانی را از ذهن بیماران بیرون می کردند و جای اون امید می کاشتند .دوستان عزیز به لطف خدا به لطف خدا و به لطف خدا تا امروز دو نفر که سرطان داشتند با همین مطالب خوب شدند .اومدن گفتن سرطان داشتیم تومور داشتیم و انقدر حرف مثبت شنیدیم که خوب شدیم وقتی که آزمایش گرفتیم دیدم اصلاً غده وجود نداره یه نکته قشنگ بهتون بگم ما ها وقتی خوشی هم بهمون میرسه باهاش خوشی نمیکنیم.


 نه بابا خوشی به ما نیومده الان خوشی کنیم دو روز دیگه از دماغون میکشن بیرون .با اجازه دو روز دیگه از دماغ و گوش و دهنت همزمان میکشن بیرون چون تو اهل خوشی کردن نیستی. وقتی خوشی بهت میرسه چرا خوشی نمی کنی چرا نگرانی یک دردسر غیر منتظره بیاد و شادی رو از تو بگیره اصلا بزار اینجوری بگم اون دردسر غیر منتظره به واسطه نگرانی تو ایجاد میشه و این جمله که میگن از هر چیزی بترسی سرت میاد کاملا درسته.
ترس از شکست یعنی ایجاد شکست
ترس از بازنده شدن یعنی بازنده شدن
نگرانخ که نکنه بیماریش حاد بشه و آخر هفته نتونه  تو عروسی خواهرش شرکت کنه همچین بیماریش حاد میشه که کله پا میشه.
نگرانی هم مثل حساسیت شرایط رو خراب میکنه ا.گر نگران باشی که بدهکار میشی یا نه بدهکار میشی. اگه نگران باشی که صاحب خونه بیرونت میکنه ،بیرونت میکنه!
اگه نگران باشید که برای پرداخت بدهی ماشینو باید بفروشی یا نه ماشین را باید بفروشی.
دوستان عزیز افکار من و شما زندگی ما را شکل میده.  فکرت را عوض کن تا زندگی به طرز خارق العاده ای عوض بشه. ذهن من و شما معمار زندگی من و شماست.  به این معمار باید ملات خوبی داد تا دیواری که می چیند دیوار خوبی باشد .
نگرانی مادر واقعه است. نگرانی ملات بدی است که به این مادر می دهیم ،دیوار را می چیند ولی این دیوار فرو می ریزد.
یه آقایی مدیر یک شرکته ،یه  منشی خانم داره که یا داره بافتنی می بافه یا داره با رفقا تلفنی حرف میزنه .مدیر هر روز تذکر میده خانم محترم شما از من حقوق نمیگیری که هر روز بافتنی ببافی و پشت سر من با دوستانت حرف بزنی حقوق می گیری که کار کنی.
 روز اول
دوم
دهم
بیستم
و خانم داره کار خودش رو ادامه میده آقا توی خونه فکر میکنه که فردا میرم بهش میگم خانوم ما دیگه تو این شرکت به شما نیاز نداریم بعد میگه نکنه بهش بگم نیاز نداریم یه وسیله ای بهم بچسبونه برامون حرف در نیاره آبرومون بره !نره اداره کار شکایت کنه فردا صبح میره سر کار ولی هیچ چیزی نمیگه.
سه چهار ماهی مثل مار به خودش میپیچه ولی بازم چیزی نمیگه بالاخره یه روز صبح از خواب پا میشه میگه اینجوری نمیشه امروز میگم خانم نمیخوامت برو به سلامت هر چه بادا باد.
از درشرکت میره داخل که میبینه که منشی وایساد جلوی در با گردن کج کاغذ هم دستش آقای مدیر میشه خواهش کنم این رو امضا کنید برگه استعفامه .خواهش می کنم این را امضا کنید. بهتره امتحان کنید
نگرانی را گذاشت کنار و شرایط به طرز خارق العاده ای عوض شد. نگرانی رو بزار کنار تا شرایط عوض بشه اونم ن ه عوظ شدن معمولی عوض شدن خارق العاده!
دوستان من، شما به همه خواسته هاتون می رسید به جز خواسته های بزرگ چرا ؟چون ما عادت کردیم که هر چه خواسته بزرگتر نگرانی بیشتر.
حالا اگه کنکور قبول نشم چی ؟آبروم می ره اونم جلوی دخترخالم .میگه عرضه نداشتی این همه کلاس کنکور رفتی واسه من؟ نگرانی مادر واقعه است.
پیامبر(ص) روایتی دارند خیلی کوچولو ولی خیلی جانانه.
پیامبر (ص) فرمودن امور را آسان بگیرید. می خوام ازتون تست بگیرم تست ایمان هرچه نگرانی شما بیشتر ایمانتان کمتر و هرچه نگرانی شما کمتر ایمان تون بیشتر بعضی ها میگن خوب با این تفاسیر من خیلی با ایمانم.
اینکه شما الان نگران نیستید خوب کاری نداره که روی صندلی نشستی من مطالب خوشگل خوشگل براتون گذاشتم و نگران نیستید .نگرانی اینجا مفهومی نداره نگرانی در شرایط سخت .
صاحب خونه میگه من کاری ندارم امشب وسایلت رو میریزم تو کوچه!
بیرون
توی جواب
حالا چقدر نگرانی؟
اداره بهت میگه تعدیل شدی فردا دیگه نیا سر کار حالا چقدر نگرانی؟ همین الان موبایل زنگ میزنه میگه الو بابت رفته زیر ماشین حالا چقدر نگرانی؟
آنقدر مثال داریم از بزرگان دین که داشتند برای مردم حرف می‌زدند و خبر مرگ فرزندشون رو بهشون  دادن و فقط و فقط گفتند همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم و بقیه حرف شان را ادامه دادند.حالا چقدر نگرانی ؟
به ابراهیم پیامبر بزرگ خدا رفیق خدا محبوب خدا گفتند میخواهیم بندازیم تو آتیش ابراهیم علیه السلام گفت بندازین.
گفتن ابراهیم کوهی از آتش است گفت خوب باشه. گفتن ابراهیم شوخی نمی کنیم ها !نگاه کن آن چنین آتشی شعله ور است که نمیتونیم بریم جلو بیندازیم تو آتیش مجبورین با منجنیق پرت کنیم تو آتیش
 گفت خوب بندازی. دیگه شاخ و شانه می کشید چرا ؟
بندازین .ابراهیم آرام آرام آرام بود اگر ابراهیم آرام نبود خدا به آتش فرمان می‌داد یانارکونی بردا و سلام علی ابراهیم. آتش سرد و سلام و گلستان شد چون ابراهیم آرام بود.
میخواین آتش های زندگی بر شما سرد بشه نگرانی رو بذارین کنار. “چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور “.پیرمردی ته یه کوچه بن بست مغازه داشت یه جوانی اومد و گفت عمو خدا عقل بده مردم نبش چهارراه مغازه دارن فروش نمی کنن بعد تو اومدی توی کوچه بن بست.
پیرمرد گفت پسرم اگه فرشته مرگ خدا ،جناب عزراییل همین الان بخواد جان من رو بگیره آیا ته یک کوچه بن بست من رو پیدا میکنه یا نمیکنه؟ جوان گفت معلومه که پیدات میکنه پیرمرد گفت بعد چه جوری که فرشته مرگ خدا منو پیدا میکنه ولی فرشته رزق و روزی خدا من رو پیدا نمیکنه ؟فرشته رزق و روزی خدا کیه؟ میکائیل
دلارها را گرفته داره میدوئه دنبال تون .
فقط مسئله اینجاست که اون میدوئه و شما هم می دوئید بهتون نمیرسه تو این دوره یادتون می دیم که وایسید تا آقای میکائیل بهتون برسه .پیامب(ص) فرمودند روزی بیشتر از مرگ به دنبال شماست.
مرگی که هر ثانیه مارو  تعقیب میکنه. نگرانیت رو بذار کنار.
این پیرمرد با ایمانه چون نگران روزیش نیست ولی ما نگرانیم. با نگرانی میگه دارن زیرابم رو میزنن .”مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما غافل از اینکه خدا هست در اندیشه ما “.
تا حالا شده یه چیزی کوچکی را از خدا بخواهیم ولی خیلی زود بهش برسیم ؟ یه  مثال بزنم تابستون و نشستی تو اتاق ،گرمه پیشونیمون عرق کرده اندازه اشک‌های سرندی پیتی  می گیم “اخ که یه بستنی می چسبه ! آی می چسبه!” به دو ذقیقه نمیکشه که پدر با یک کیسه بستنی میاد خونه بعد ما چی میگیم کاشکی از خدا یه چیز دیگه خواسته بودم منظور من این نیست کاشکی فالوده خواسته بودم منظورم اینه که اگر من میدونستم مستجاب الدعوه هستم یه چیز بزرگتر از خدا میخواستم مثلا می گفتیم یه خونه ۳۰۰ متری تو زعفرانیه آی می چسبه! بعضی ها میگن خدا خواسته های شکمی رو زود اجابت میکنه ولی اگه می گفتی آخه یه شوهر خوب میچسبه که نمیداد چون بستنی خوردنی داد ولی شوهر چون خوردنی نیست نداد!.
دوستان من بستنی را شما خواستید و کائنات آن را به شما هدیه داد .کائنات بارها به ما نشون داده که بخواه تا در ۲ دقیقه بهت بدم ولی ما متوجه نیستیم که اگر خواسته های دیگر را هم مثل بستنی بخواهیم به سادگی بستنی بهشون می رسیم مگر این که خدا به صلاح نداند.
قبلا هم گفتم که اینجوری نیست شما هر چیزی را بخواهید و خدا بگه به صلاح نیست .خوب اونی که به صلاح تو چرا بهش نرسیدیم؟ بزارید ببینیم که بستنی رو چه جوری می خوایم تا یاد بگیریم خواسته های دیگر رو مثل بستنی بخوایم.
ما بستنی را با تمام وجود و اشتیاق کامل خواستیم. یه بستنی آی میچسبه !برای رسیدن به بستنی نگران نبودیم آیا به نتیجه بستنی وابسته بودیم ؟یعنی این که حتما باید کسی بستنی را می آورد و می خوردیم؟
امام رضا علیه السلام فرمودند هرگاه از اجابت و یا عدم اجابت خواسته‌ای به یک اندازه راضی بودی فوق‌العاده به اجابت خواسته نزدیک هستید .دوست عزیزی که کنکور دادی
تلاش هات رو کردی.
درس هات رو خوندی.
تست  هات  رو زدی.
فشارها را به خودت آوردی.
بگو من کنکور رو دادم قبول شدم خداروشکر نشدم هیچ اتفاقی نمیافته. ایشالا میخونم سال آینده یه رشته عالی قبول میشم .با این تفکر شما فوق العاده نزدیک میشی به اینکه همین امسال رشته بسیار خوبی را قبول بشی ولی کسی که میگه من باید امسال قبول بشم احتمالاً باید سال دیگه هم پشت کنکور بمونم .
ما در خواستن بستنی به نتیجه وابسته نبودیم.
در خواسته های بزرگ تلاشت رو بکن ولی نتیجه را رها کن .نگفتم نتیجه برات مهم نباشه چون اگه مهم نباشه اصلا تلاشی نمی کنی تلاش کن نتیجه برایتان مهم باشد ولی اگر که بهش نرسیدی، نرسیدی. اگر این را از ته دل بگی فوق العاده به رسیدن به نتیجه نزدیک میشی.


بستنی رو میارن میگن هیچکس به بستنی دست نزنه .میرن زنگ خونه همسایه ها رو میزنن بیاییم بیرون چشمتون دراد داریم بستنی می‌خوریم. ما  با بستنی حال کسی را می‌گیریم؟
ما بستنی رو به رخ  کسی نمی کشیم ولی خواسته های بزرگمون رو  می‌خوایم به رخ دیگران بکشیم و با آنها حال بقیه را بگیریم. قبولی تو کنکور آی میچسبه مخصوصاً آدم یه ضرب قبول بشه صنعتی شریف تهران .بعد بره خونه پسر عمو بگه ”  فوق دیپلم کتابداری! شریف! دیگه نگو احمد !بگو آقای مهندس!”
یه خونه ۱۸ خوابه تو زعفرانیه می چسبه ! آی می چسبه! مخصوصا همه فامیل رو دعوت کنی:
این اتاق خواب اولمونه
این اتاق خواب دوم مونه
این اتاق خواب گربه نمونه
این یکی رو شبها شست پامون رو میذاریم توش بخوابه
چشمتون دراد آی حال میده اینا بترکن.
یه ماشین بنز الگانس چه میچسبه مخصوصا یه وری بشینی بعد بوق بزنی پیکان وانت  لکنته گمشو کنار خط رو بنزم نندازی ها.
ما خواسته هامون رو می خواهیم بکنیم تو چشم مردم ولی خداوکیلی بستنی را فقط می خواستیم بخوریم .خواسته هاتون رو عین بستنی بخواین. به همین سادگی و به همین راحتی مثلا یه دختر خانم بگه  “آی می چسبه یه بستنی با یه شوهر خوب!” به  سه دقیقه نمیکشه که باباهه میاد با یک کیسه و گونی بقیه اش رو هم خودتون می دونید میگه عزیزم این یک گونی بستنی اینم یه کیسه شوهر!
ادامه دارد…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + هفده =