برونگرایی و درونگرایی

مطلب از: پروفسور دکتر حمیدرضا یوسفی

متنی را پیرامون “برونگرایی” و “درونگرایی” در زیر می خوانید که هدیه ای برای شماست:

اینکه ما انسانها متفاوت هستیم و ساختارهای شخصیتی متفاوت داریم، امری است بدیهی. ولی دانستن مهم نیست، بلکه شرط، درونی کردن این امر بدیهی است که از ارزش و اهمیت بسیاری بالایی برخوردار است
دانستن درونی شده این امر بدیهی برای تنظیم رابطه و نوع برقراری ارتباط ما با اطرافیانمان بسیار سرنوشت ساز است.

چرا؟ به این دلیل که انسانها در شرایط یکسان متفاوت عمل می کنند. از شرکت در مباحت و جمع دوستان و آشنایان گرفته تا امور زناشویی و کوچکترین مسائل اجتماعی. کسی که ترسو یا جسور، خجالتی یا پررو، باشرم و حیا و یا بی شرم است یا کسی که “درونگرا و برونگرا” ست متفاوت رفتار می کند. البته بدیهی است که افراد درونگرا و برونگرا هم می توانند چنین خصایصی هم داشته باشند. برای اینکه از پیشداوری جلوگیری کنیم، پیشنهاد می کنم که یک نگاه کوتاه و مختصر به ساختار شخصیتی و خصوصیات بارز فرد برونگرا بیندازیم.

“برون‌گرایی” اصولاً به رفتاری گفته می شود که به دلایل مختلف در همه امور اجتماعی مشارکت فعال دارد. این حضور خواسته یا ناخواسته در آنها احساس لذت و نوعی برتری ایجاد می کند. افراد “برونگرا” معمولا از اعتماد به نفسی بالایی برخوردارند و آن را بی پروا به نمایش می گذارند. افراد “برونگرا” معمولا، از موارد استثنایی که بگذریم:

رفتاری تهاجمی دارند،
بلند فکر و بلند صحبت می کنند،
خود را صاحب نظر می دانند،
حرف دیگران را قطع می کنند
نسبت به تفاوتها بی اعتنا هستند
گوش به حرفهای دیگران نمیکنند
از کارگروهی تنها تحت مدیریت خود، استقبال می کنند،
سریع تصمیم می گیرند و اغلب سریع پشیمان می شوند.

اینها بخشی از ساختار رفتاری انسانهای “برونگرا” را تشکیل می دهند. رفتارهای که عملاً باعث می شود که دیگران آنها را انسانهایی متکبر، خودخواه، بی توجه و بی ادب تلقی کنند و از دوستی، آشنایی یا همکاری با آنها پرهیز کنند.

سوال من این است که آیا انسانهای برونگرا” واقعاً “برونگرا” هستند یا خیر؟

تجربه نشان داده است که پشت رفتار بسیاری از افراد “برونگرا” چهره ای رنجور و تنها نهفته است. روحی سرشار از بی امنیتی، ترس از باخت، عدم اعتماد به نفس. انسانهایی که زود رنج و حساس بوده و بگونه ای بیماری روحی دارند. گاها انسانهای “درونگرا” اعتماد به نفس بیشتری نسبت به افرا “برونگرا” دارند.

به همین دلیل نباید بطور کلیشه ای به این و آن برچسب “برونگرایی” بزنیم. البته افراد “برونگرایی” هم هستند که واقعاً نماد اعتماد به نفس هستند و سرشار از انرژی مثبت میباشند. این افراد معمولا” کسانی هستند که مدیریت نهادها را به عهده داشته و مسئولیت پذیر و درکار خود موفق هستند.
افراد “درونگرا” معمولا بعنوان اشخاصی در اجتماع از آنها اسم برده می شود که، گوشه گیر، آرام، حساس و زودرنج هستند که تمایلی در مشارکتهای جمعی ندارد. گفته می شود که انسانهای “درونگرا” بیشتر وقت و دقت خود را صرف مطالعه و فعالیت‌های فردی می کنند.

حتی روان شناسان متبحر غربی هم مثل کارل گوستاو یونگ افراد درونگرا را در مواجهه با جهان بیرون “دودل، منفعل و تودار” ارزیابی می کنند که “هیجانات خود را فقط برای دوستانی معدود و صمیمی” بروز می دهند. بطوریکه اگر آنها را نشناسیم، از آنها بخاطر برداشت منفی خودمان یا دوری می کنیم یا به آنها برچسب “بی اعتنابودن” و “خجالتی بودن ” می زنیم. جدای از این خصایص رفتاری گفته می شود که افراد درونگرا:

خودمختار و مستقل عمل می کنند،
بیشتر اهل نوشتن هستند تا حرف زدن،
وسواسهای مختلف رفتاری دارند،
اهل تفکرند و از تنهایی لذت می برند،
در بیان عقاید ناتوانی دارند،
به حرفهای دیگران واکنش نشان نمی دهند.

این گوشه ای از دنیای رفتاری افراد “درونگراست” که معمولا بعنوان انسانهایی از آنها اسم برده می شود که در نقطه مقابل افراد “برونگرا” قرار دارند. افرادی که بخاطر ساختار شخصیتی شان هیج وجه مشترکی با یکدیگر ندارند.

من بخاطر تجربه کاری خودم در دو ده اخیر نظریه ای کاملا متفاوت دارم و معتقدم که انسانها در کل ویژگی های شخصیتی متفاوتی دارند. خصوصیات برشمرده شده در این دو مراقبه را می توان در همه انسانها با افت و خیزها و سایه روشن های مختلف مشاهده کرد. بدیهی است که ویژگی های شخصیتی را که ما نیز داریم، در افراد “برونگرا” و “درونگرا” شدت و ضعف دارد.

در کل حرف من این است که میزان “درونگرایی و برونگرایی” در موقعیتهای مختلف در همه ما انسانها متفاوت به چشم می خورد. ما انسانها معجونی از این دو ساختار شخصیتی با شدت و ضعفهای متفاوت هستیم. این برداشت از افراد “برونگرا” و “درونگرا” بسیار خوب و برای اجتماع مفید است. اگر ما به این شدت و ضعفها اشراف داشته باشیم، آنها را انسانهای عجیب و غریب تلقی نمی کنیم و تلاش می کنیم

با آسودگی خاطر با آنها وارد یک تعامل و رابطه اجتماعی مفید شویم.

اولین گام برای تحقق این تعامل مهم اجتماعی، “پذیرش واحترام به تفاوت هاست”. تلاشمان باید این باشد که با یک شهود درونی خصایص درونگرا و برونگرای خودمان را برای تکمیل هم به وحدت برسانیم. این کار یقینا” گامی به سوی آرامش و آسایش بیشتر در زندگی اجتماعی ما خواهد بود.

آسمان دلهایتان گلباران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 12 =