نقش حساسیت در عدم جذب خواسته ها در زندگی (جلسه ۱۴ موفقیت)

در جلسات گذشته نکات مهم و اساسی پیرامون جملات تاکیدی مثبت را بیان کردیم در این جلسه و جلسه آینده نکته بسیار مهم پیرامون استمرار در عبارات تاکیدی مثبت را می گوییم و در واقع در این جلسه و جلسه بعدی بحث عبارات تاکیدی مثبت به پایان می رسد در مورد نگهداری عمومی و اختصاصی از عبارات مثبت در جلسات گذشته صحبت کردیم
عارات تاکیدی را باید دائماً تکرار کرد ،بعضی های دو سه روزی می گن و خسته می شن. این رو بدونید که ضربات کوچک ولی مدام نقش ضربه‌های بزرگ و اساسی را ایفا می کنه. مثل آبی که در یک کوه قطره قطره روی یک سنگ چکه می کنه و بالاخره این قطره ها آن سنگ رو سوراخ می کنن و بعد از اون عبور می کنه .آنقدر باید بگیم تا به نتیجه برسیم .خوب روزی چند بار بگیم؟ عدد مهم نیست هرچه تکرار بیشتر نفوذ در ضمیر ناخودآگاه عمیق تر و بیشتر. عبارات تاکیدی را کجا بگیم؟ هر جای ممکن ،تو تاکسی، تو دانشگاه ،محل کار، پیاده روی، تو حموم زیر دوش ،چه موقع بگیم؟ این مهمه !اجازه بدید با یک مثال بهترین موقع برای عبارات تاکیدی را بیان کنیم.
فرض کنید شما را دعوت می‌کنند به یک سمینار که قرار است از صبح تا شب در سخنرانی هر کدام یک ساعت صحبت کنند سطح تحصیلات سخنان سخنران ها  در یک حد است ،میزان آگاهی شون یکیه و مدل سخنرانی شون هم یکیه ، فقط ۱۰ موضوع مختلف است که این ها میخوان درموردش حرف بزنن.
سوال :شما از این ده سخنران به ترتیب( سخنران یک کسی است که اول شروع می‌کند تا سخنران ده که غروب آخرین سخنرانی رو میکنه) به کدوم یکیشون بیشتر گوش می دید ؟سخنران یک چون اول صبح انرژی داریم و سخنران ده چون دیگه خیالمون راحته که این آخریه و بعدش می ریم خونه .بهترین زمان برای گفتن عبارات تاکیدی صبح و شب است.
صبح که از خواب پا میشی ذهن کاملاً آماده است و هیچ درگیری قبلی نداره سر حال و شنگول ،شب هم خیالت راحت که میگی و بعد میخوابی اما چون معمولاً در طی روز درگیری ذهنی زیاد است شما نمی توانید با تمرکز روی عبارات کار کنید ولی شما هر وقت که میتونید بگید ،ولی بهترین زمان صبح بعد از اینکه بلند شدید و شب قبل از خواب است.
شاید اون اول که عبارات رو میخواهید بگید شنیدن صدای خودتون براتون جالب نباشه ولی باید بگید تا به صدای خودتون عادت کنید. هر وقت احساس کردی که داری سست میشی دقیقاً زمانی است که باید عبارات تاکیدی را بیشتر به زبان بیاری.
یک کشاورز چرا میتونه در زمان درو محصول خوبی رو برداشت کنه؟ چون در رسیدگی به این زمین استمرار داشته و چون صبر داشته!ً صبوری و استمرار !امام علی علیه السلام فرمودند کسی که صبر ندارد به پیروزی نمی رسد .عبارات تاکیدی را باید مستمر و با حوصله و صبر بگید تا به نتیجه برسیم اگر موفقیت بزرگ بخواهید زمانی طولانی باید صرف کنید

عدم حساسیت

حساسیت یعنی جذب شرایطی که از آن فراری هستیم .به بحث هاله های انرژی که برسیم خواهید دید که حساسیت من و انرژی های من اتفاقاتی رقم میزنه که به نفع ما نیست آقا و خانم رفتن مهمونی ،بچه صاحبخونه از دیوار راست بالا میره
بچه دست میکنه تو جیب آقا آقا به خانمش میگه این بچه است یا میمونه بیتربیت بزنم لهش کنم!
خدا یه بچه به اینها میده که توی بیمارستان براشون پشتک وارو و بالانس میزنه. حساسیت یعنی جذب شرایطی که از آنها فراری هستیم حکایت جالبی در مورد حساسیت هست که شنیدنش خالی از لطف نیست.
آقای تعریف می کردند من توی آپارتمان زندگی می‌کردم و آدمی هستم که به سر و صدا به شدت حساسم ،طبقه بالای ما چهار و پنج تا بچه داشتند این بچه ها صبح تا شب یا رژه می رفتند یا کشتی می گرفتند .هر چی میرفتم می گفتم لطفاً این بچه ها را ساکت کنید گوش نمی دادند.
دیدم فایده نداره گفتم این ها رو نمیشه ساکت کرد ولی خونه رو میتونم عوض کنم خونم را فروختم به کسی که خونه رو خریده خرید گفتم من چند ماه میشم مستاجر خود شما تا یه خونه پیدا کنم.
هر خونه ای که می رفتم و می دیدم پسند نمی کردم چون که سر و صدا داشت .چهار ماه نتونستم خونه بخرم و توی این چهار ماه قیمت خونه ها رفتم بالا دیدم ای دل غافل اگه با پولم خونه نخرم مجبورم که تا آخر عمرم مستأجر بمونم مجبور شدم خونه خیلی کوچکتر از خونه قبلی بخرم در کنار یک خیابان فرعی که اون طرف خونه ما یه مسجد بود نه از این مسجد معمولی ها از اون باحالا .از اونایی که دو تا بلندگو دارن و از اذان صبح شروع می کنن تا مجلس ختم، مجلس عروسی، جشن نیکوکاری، سالگرد رزمندگان اسلام .رفتم به امام جماعت گفتم حاج آقا تو را به خدا صدای این رو کم کنید گفت نمیشه عزیز من فعالیت فرهنگی مسجد که تعطیل بشو نیست.
یه شب نصف شب قبل از اذان صبح نردبان بردم و با یه سیم چین سیم بلندگو ها رو تیکه تیکه کردم موقع اذان صبح شد دیدم صدا نمیاد و گرفتم راحت خوابیدم فردا میرن یه تعمیرکار میارن که ببیند مشکل صدا از کجا بوده تعمیرکار میگرده میبینه که سیم تکه تکه شده میگن عوضش کن در ضمن ۸ ماه پیش یه آمپلی فایر هم خریده بودیم لطف کنین این رو  هم کنار اون دوتا بلندگو  نصب کنین.قصه نبود ها واقعی است.
حساسیت یعنی جذب شرایطی که از آن فراری هستیم. مادر با حساسیت تمام دست به دعا برمی داره ،خدایا هر امتحانی می خوای بگیری از من بگیر ولی بچه ام رو نه . هر زمینه‌ای که مته به خشخاش گذاشتی همون اتفاق برات پیش میاد و خفاش شب بچه او مادر رو میدزده.
خانم با حساسیت، سال ۹۰ هم داره میاد موهام رنگ دندان‌هام شد نکنه یه شوهر خوب و خوشگل و  تپل مامانی گیرمون نیاد .باید به این خانم عرض کنم که شرمنده تو حالا حالا حالاها خونه بابا مهمونی چون حساسیت اوضاع رو خراب میکنه.
یه قصه جالب دیگه هم واستون بگم یه آقایی می گفت که من یه پیکان داشتم مدل ۵۳ ما تو عمرمون با این پیکان نه به کسی زدیم و نه کسی به ما زد شبها هم همینجوری میذاشتیم توی کوچه ی وقتا هم که صبح می‌رفتم می‌دیدم که در یا شیشه ماشین باز بوده .اسم نوشتیم برای خودروی پژو.

چند ماهی تو نوبت بودیم تا این که پژو را به ما دادند پژو رو دیگه تو کوچه نمیزاشتم که ، می بردم توی حیاط خونه. به بچه هم گفتم که دیگه حق نداری توی حیاط فوتبال بازی کنی چون خط میندازه به ماشین و جالب این بود که هرچی موتور و ماشین توی تهران بود نیت کرده بودن که بمالن به ماشین ما .صبح تا اومدم ماشین رو در بیارم یکی از عقب زد به ماشین. ۱۰۰ متر اون ور تر موتوری با کلاه کاسکت اومد تو آینه بغل من

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =